|
شاید این جمعه بیاید.شاید
عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
|
|
||
|
خدایا چرا صبر می کنی تا حتما خودم بخوام تا کمکم کنی. صبر می کنی تا اول خودم شروع کنم
کمکم کن دیگه نوکرتم ! من دیگه جون ندارم . حال و انگیزه ندارم معجزه کن راضی نشو به این حال و سرگردونیم خودت دست بکار شو آدمم کن آدم از دوست های خوبی که به من لطف کردن ممنون
ولی کس نمی داند زمن جز اندکی... آفرین ها بر تو بادا ای خدا عاقبت من را ز من کردی جدا به نظر شما میتونم مثل قدیمها بشینم و با خدا درد دل کنم و دیگه برای اینکه حرفهام تو دلم قلمبه نشه و مغزم از هجوم فکر منفجر نشه و به پوکساید پناه نبرم محتاج گوش کسی بشم که این بلا ها رو سرم آورده؟ خودمونیم روم نمیشه تو چشم خدا نگاه کنم! تبدیل شدم به تفسیر آیه آیه های عذاب تو یه برزخی افتادم که انگار تمومی نداره
اسیر گذشته - بی اعتماد و نا امید از آینده هنوز .....؟ می دونم ناشکریه ولی از زن بودن خودم بیزار شدم . از اینکه اینطور محتاج توجه و محبت خشک و خالیه مرد هستم . تعارف که نداریم . ما زنها معمولا اینجوری هستیم . بزرگترین غصه هامون هم ته تهش به بی توجهی و کم لطفی مردها بر می گرده . مائیم که اگه بهم محبت بشه سخت ترین شرایط مالی و اقتصادی و اجتماعی و کوفت و زهرمار رو تاب میاریم و پای همه چیز مردهامون وامیستیم و همه جوره بهشون کمک میرسونیم و این مردهان که معمولا تصمیم می گیرن کی به ماها توجه بکنن یا نکننن . کی ...؟ و من نوعی نه اصلا خود من . دختر مرداد (از تو دیگه مایه نمی زارم خواهرم!) هیچی به اندازه بی محبتی و بی معرفتی مردم دلمو رنج نمی ده از خودمو زندگی و زن بودنم بیزارم نمی کنه . تو این چند وقته خیلی تغییر کردم . تو خیلی چیزا که فکرشو نمی کردم تونستم یجورایی استقلال خودمو به اثبات برسونم . فکر می کنی میشه یه دختر مردادی خودشو از نیازبه محبت و توجه و آغوش مرد هم بی نیاز کنه؟ کار نشد نداره هان ؟ گیرم خدا رو حکمتی این نیازها رو گذاشته و رو حساب کتابی و خلاصه همش هدف داره . داره نمی گم نداره . این من (دختر نسل سوم انقلاب ) و تو (مرد هزاره بیست و یک) هستیم زدیم کاسه کوزه رو شکوندیم و حساب کتاب خدا رو بهم ریختیم ! حالا که زنی شدم که دارم دونه دونه وابستگی ها و گره های زندگی متعهلی رو از پام باز می کنم و در کمال حیرت با استقبال شوهرم مواجه شدم . که به چشم خودش میبینه دارم میرم . همون که تا چند صباح پیش می گفت اگه بری میمیرم و انگار نه انگار . چنان چسبیده به آرزوهای دور و درازش که نگو! می خوام از همین امروز تلاش خودمو بکنم که از نظر محبت و این جور چیزام به احدالناسی محتاج نباشم . بزارم این جماعت مذکر هرجور می خوان با دختر مرداد سر کنن . می خوام یه الهه ای بسازم دیگه ککشم نگزه (یه جور اصطلاحه از گزیدن حشرات و این حرفها!) اگه خدا بخواد یواش یواش از زندگیش می رم بیرون .می خوام برم اصفهان . حداقل چهارسال . امیدوارم شهامت کندن آخرین رشته ها رو پیداکنم .می خوام زندگیم از هرچی محبت و نیاز مردونه است خالی بشه . می خوام هرچند احمقانه ته دلم فکر می کنم تو دنیای به این بزرگی یه جایی یه مردی هست اونجور که من می خوام که منتظر یه زنیه اون جور که من هستم . که میشه یه جور زندگی کرد که هر بار برای انتخابت احساست سلیقه ات لازم نباشه میخ آهنین در سنگ بکوبی .واسه حفظ زندگیت تو روزگار سختی از جونت مایه بذاری و تو روزگار خوشی واسه یه محبت کوچولو در حد یه اس ام اس یا یه تلفن یا نیم ساعت آخر شب انقدر دلخور بشی که بشینی این اراجیف و تو وبلاگ بنویسی و دلت و خوش کنی که دوسش دارم ناراحت میشم اگه دوسش نداشتم که برام مهم نبود . مردشور دوست داشتنت و ببرن دختر مرداد که همرجور باهات برخورد می کنن باز تا سراغت میان و یه دست محبت به سر و روت می کشن با آغوش باز و محبت و آرامش مواجه میشن ! اگه به سرت بزنه وقت اضافی داشته باشی بری تو آرشیو و نگاه کنی میبینی هزاربار از این چرت و پرت ها گفتم دو روز بعد اومدم نوشتم وحید اومد از دلم درآورد آشتی کردیم .... اونوقت میگی این دختره مریضه! ولی این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست بعد پنج سال زندگی مشترک زیر یه سقف و یه سال و خورده ای نامزدی و این حرفها . دیگه کسی - چیزی - انگیزه ای برای موندنم وجود نداره. اون خودشم راضیه من دارم میرم .به بهانه درس خوندن ولی اگه خدابخواد و کمکم کنه شاید برای همیشه ... از مردها بیزار نیستم . از نیاز و وابستگی و آویزونی به مردهای بی معرفت دیگه حالم داره از خودم بهم می خوره به قول قدیمی ها مرگ یه بار شیون یه بار ممنون که سنگ صبور شدی درد دلم و خوندی یا علی
|
درباره وبلاگ
![]() چه انتظار عجیبی تو در میان منتظران هم . عزیزمن . چه غریبی همین ببین که چه آسان نبودنت شده عادت نه کوششی نه تلاشی همین نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی... پيوندها
برادر عزیز من محمد
دختران با حجاب درمورد فرمان فتحعلیان پایگاه حدیث رونامه جوان سپیدار عشق سلام حضرت عاشق حضرت امیرالمومنین علیه السلام همه چی از قیصر امین پور رادیو جوونی : عطیه سعید پورمحمودی حامد جواد زاده فائقه تاجیک یه جوون م3 خودم! همون حضرت عاشق ولی آبی!! این وبلاگ جدید داداش عزیزمه . حتماً یه سر بزن ساقی جهاد مجازی(هکرهای کلاه سفید) زهرا (دانلود کلیپ) گلی پایگاه اینترنتی کمیل(محمدیعقوبی) یانیشکا آتیشکا جادوی سیما آتش به دوش بهترين قالب هاي وبلاگ |
||