تبليغاتX
شاید این جمعه بیاید.شاید
شاید این جمعه بیاید.شاید
عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
 
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 :: 13:34 :: نويسنده : دختر مرداد
مادر بزرگ من ۷۵ ساله بود . ۸ فرزند . ۱۸ نوه و دو نتیجه داشت . بی سواد بود تقریبا. در حدی که اسم بچه هاش و شماره تلفن اونهارو بتونه بخونه سواد داشت ! هیچ کتابی نخونده بود در عمرش . به سینما نرفته بود و هیچوقت را جب سیاست و دیانت و این چیزها بحث یا تفکر نکرده بود ...

ولی مایه آرامش بچه ها و نوه هاش بود . قوت قلب ما بود . ۸ سال بدون ژدربزرگم زندگی کرد . تو این ۸ سال پیر و شکسته شد . ولی سربار کسی نشد . مایه آزار کسی نشد . مزاحم کسی نشد حتی برای یک روز !

تمام بیماریش یک روز نشد !

صبح بردیمش بیمارستان و شب تموم !

نمی دونم به کدوم ائمه متوسل شده بود . نمی دونم چه نمازی خونده بود . نمی دونم خدارو به چی قسم داده بود که تا لحظه آخر باعث عذاب و دردسر هیچ کس نباشه .

هنوز یک ربع ساعت نشده بود که بردنش آی سی یو . هنوز این حرف که معلوم نیست چند روز تو این وضعیت باشه و باید دو نفر دو نفر بمونیم پیشش از دهن داییم در نیومده بود ... که تموم شد .

صدای جیغ و فریاد خانواده ما دیوارهای بیمارستان رو میلرزوند ... همه با تعجب نگاهمون می کردن . همه ازمون میپرسید خانوم خیلی جوون بود؟ من به یکی گفتم نه خانوم خیلی عزیز بود ...

العان ۱۰ روزه اون دیگه تو این دنیا نیست . من هنوز باورم نشده که واقعا دیگه نیست . بقیه رو نمی دونم

فقط میدونم مادربزرگ خوبم با رفتنش درس بزرگی به من و بقیه بچه ها و نوه ها داد :

برای خوب بودن و خوب مردن لازم نیست مطالعه کنی (حتی با سواد باشی) دانشگاه بری - تحقیق و تفحص کنی - ریاضت بکشی - دنبال فقیر و نیازمند بگردی و کمکشون کنی یا تو زندگی هر آدم مشکل دار به نیت کمک سرک بکشی -...- یا مثلا سعی کنی سر از اسرار الهی دربیاری و بخوای مقامات قرب الهی رو طی کنی و ...

فقط کافیه مثل مادر بزرگ من تمام عمرت بی آزار زندگی کرده باشی . بی آزار و البته صبور و مهربون

مادر بزرگ خوبم شب شهادت فاطمیه چنان پاک و بی آزار پر کشید و چنان جمعیتی برای تسلیت به مجلس عزاش اومدن وآنچنان گریه می کردن که انگار یه قدیسه از دنیا رفته .

داییم می گفت ما همیشه می دونستیم مادرمون آدم بدی نیست ولی تازه بعد رفتنش فهمیدیم که اون چقدر خوب بوده و باید چقدر بهش افتخار کنیم

مادرجون خوبم

من رو ببخش اگر به واسطه گناهام اون دنیا شرمسارت کردم .

من تو این دنیا به تو و خوبیهات افتخار می کنم

همیشه دلتنگتم

همیشه دوستت دارم

تقدیم به همه مادربزرگ های خوب دنیا



شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 :: 18:58 :: نويسنده : دختر مرداد
یا فاطمه زهرا

تو همین شبهای غم زدگی

معذرت می خوام

از شما و همه دنیا



 
درباره وبلاگ

چه انتظار عجیبی
تو در میان منتظران هم . عزیزمن . چه غریبی
همین ببین که چه آسان نبودنت شده عادت
نه کوششی نه تلاشی
همین نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی...




پيوندها