بعضی از بزرگترین هدایای خداوند، دعاهای بی جواب است
امروز خیلی حرفها داشتم که بنویسم ولی سایت باز نمی شد
العانم دیگه باید برم خونه وقت نمی شه چیزی بنویسم
ماه رمضان رو به روزه بگیرهاش تبریک می گم
افطار خونه مادر شوهرم دعوتیم
اول صبحی خیلی خوب بودم ولی العان یه کم حالم گرفتست
دیروز شوهرم یه حرفی قشنگی زد
آخه بهش گفتم انگیزه ای برای روزه گرفتن ندارم
گفت فقط به اینی که هستی فکر کن و چیزهایی که داری و چیزهایی که ممکنه از دست بدی مثل پدر و مادرت
راست می گه من عادت کردم فقط به نداشته هام و از دست داده هام فکر کنم و خودم رو اذیت کنم
خدا همیشه همیشه حتی بدون هیچ نعمتی هم قابل پرستش و قدردانیه
یعنی هنوزم می تونه منو ببخشه؟