تبليغاتX
شاید این جمعه بیاید.شاید - ای روزگار
شاید این جمعه بیاید.شاید
عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
 
دوشنبه هشتم تیر 1388 :: 0:22 :: نويسنده : دختر مرداد
حدود ۸ ماه درس خوندم

درس نخوندم جنگیدم

برای همه چیز

بارها نا امید شدم

بارها تصمیم گرفتم قیدشو بزنم

چه اشتباهاتی که نکردم

چه بیراهه ها که نرفتم

چه بلاهایی که سر خودم نیاوردم

میخوای ببینی چی کشیدم آرشیو ۲-۳ ماه گذشته رو نگاه کن

رفتم کنکور دارم

با هزار امید و آرزو و خاطره(کابوس) رنجهایی که در این ۸ ماه کشیدم...

برین سوالات ریاضی و فیزیک هنر رو ببینید

و جوابهاش رو البته!

دلم خونه(خونه نه خون +ه!!)

میترسم برم سنجش شکایت کنم آب تو آسیاب مخالفین و ... بریزم

از فردا بیان علم کنن تو بی بی سی : اشتباه در طرح و پاسخ سوالات سراسری

در ایران با آینده و احساسات و جان جوانان بازی میشود !!

ای روزگارررررررررررررررر

۳۶ روز قرنطینه هستین حداقل یه بار دیگه سوالاها و جواباتون رو چک کنید

خدا کنه که تهمت نزده باشم ولی از اونجایی همه کنکوری ها با من هم عقیده هستن اعلام میکنم که طراح سوالهای درس دین و زندگی از نوعی بیماری سادیسم (دیگر آزاری) رنج میبرده .

برین سوالها رو بخونید

اگر موافق بودین بیاین با خانواده متوفی ! همدردی کنید

اگر نه بیایین بگین بهم که ... چه میدونم ! اصلا وللش !

به جهنم که خودمو کشتم واسه این کنکور لعنتی . به درک که زندگیمو مختل کردم

به طبس که مریض شدم ... از دیگرون پول قرض گرفتم واسه کلاس ... حتی یه بار نزدیک بود زندگیم از هم بپاشه !!! گرچه تقصیر خودم بود ولی به بهانه درس بود

همشو بیخیال

می خوام تو مسابقه ای که راجب امام رضا و حضرت معصومه گذاشتن شرکت کنم . نقاشی بکشم

اگر سوژه به نظرتون میرسه ما رو بی نصیب نذارید

یا علی

ماییم و نوای بی نوایی      بسمه اله اگر حریف مایی



 
درباره وبلاگ

چه انتظار عجیبی
تو در میان منتظران هم . عزیزمن . چه غریبی
همین ببین که چه آسان نبودنت شده عادت
نه کوششی نه تلاشی
همین نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی...




پيوندها